لوگوی سه گوش
به سایت دفتر مشاوره و برنامه ریزی دبیرستان نمونه دولتی امام حسین(ع)تربت حیدریه خوش آمدید

امار و اطلاعات

    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :

امكانات

 
No Image

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به سایت دفتر مشاوره و برنامه ریزی دبیرستان نمونه دولتی امام حسین شهرستان تربت حیدریه

خوش آمدید.



  لطفا منتظر بمانید....

 

 

اضطراب امتحان

بر خلاف تصور همگان، اضطراب همیشه مخرب نیست . میزان اندكی از اضطراب، تا آن اندازه كه درانجام كارهای متفاوت اختلال ایجاد نكند نه تنها مضر نیست ، بلكه بسیارهم مفید واقع می شود وحتی به رشد و تكامل شخصیت و بهترانجام شدن كارها كمك فراوانی می كند. شاید رمز موفقیت و اكتشافات و اختراعات بشری نیز، احساس نیازی بوده كه در نتیجه همین اضطراب های معقول و اندك به وجود آمده است.

ما انسان ها به نوعی درگیراضطراب حاصل از موارد گوناگون زندگی هستیم  كه البته تا حدی طبیعی است. آیا شما می توانید كسی را پیدا كنید كه از هیچ چیز نترسد و اضطراب را در وجود خویش تجربه نكرده باشد؟

منظور از این اضطرابِ اندك همان دلواپسی است كه همگی ما برای انجام هر چه بهتر و سریعتر كارها با مطلوبترین روش و كیفیت در وجود خود احساس می كنیم. چنین دلهره ای عاملی برای حركت، تلاش و پیشرفت و تكامل است. اگر برای انجام كارهایمان اضطراب اندكی احساس نكنیم درست مثل مجسمه ای بی تفاوت، نسبت به تمام امور بی انگیزه رفتار خواهیم كرد. دربُعد تحصیلی ، دانش آموزی كه انگیزه ای برای موفقیت در تحصیل و پیشرفت علمی در خود احساس نكند ، موفقیت و عدم موفقیت در امتحان را امری علی السویه تلقی كرده و علاقه ای به درس و مطالعه نشان نمی دهد . اما اگر از عدم موفقیت احساس اضطراب داشته باشد ، سطح عملكرد و در نهایت موفقیت تحصیلی او افزایش خواهد یافت.علاوه بر ایجاد انگیزه، اضطراب اندك و متعادل، عاملی است تا كارها هر چه سریعتر و با دقت بالاتر انجام شوند. كودكی كه پس از بازگشت از مدرسه به سرعت تكالیف خود را انجام می دهد، از انجام نشدن به موقع آنها، احساس اضطراب می كند. فایده سوم اضطراب متعادل و اندك( پس از دقت، سرعت و ایجاد انگیزه) ایجاد نظم در كارها است. كودكی كه به موقع خود را به مدرسه می رساند و یا در انجام تمرین ها و تكالیف وسواس به خرج می دهد و از امتحانات احساس اضطراب می كند ، از ابتدا نظم و انضباط را در كارهای خود حكمفرما می داند. این نوع اضطراب در روابط بزرگسالان نیز به چشم می خورد. خانم خانه داری كه از رسیدن مهمان ناخوانده اندكی احساس اضطراب كند همیشه منزل خود را مرتب و با پاكیزگی  خاصی، آماده نگاه می دارد.

اگر چه اضطراب متعادل به یادگیری و سرعت آن كمك فراوانی می كند ؛ اما اگر از حد خود خارج شود، به عنوان عاملی برای ایجاد اختلال در فراگیری، مزاحمت ایجاد می كند. به عبارت بسیار ساده، اضطرابِ اندك كمك فراوانی به امر یادگیری نموده، راندمان كار را بالا می برد. اما اگر فرد بیش از حد لزوم مضطرب شود، قدرت یادگیری را از دست می دهد و هرچقدر بخواهد و برای یادگیری تلاش كند، از آن هیچ نمی فهمد. اكثر كودكان هنگام امتحان دچار اضطراب می شوند تا آن حد كه هر چه آموخته اند به فراموشی می سپارند. دراثرچنین اضطراب هایی فشار خون و ضربان قلب فرد بالا می رود و سبب بروز واكنش هایی حتی در جسم می شود. برخی دچار حالت تهوع می شوند و برخی دیگر( كه البته بیشتر در سنین ابتدایی دیده می شود) در اثر شل شدن ماهیچه ها و عضلات دچار دفع غیرارادی ادرار و یا حتی مدفوع می شوند.

اما علت این واكنش های شدید و اضطراب ها، به هنگام آزمون های ارزشیابی تحصیلی چیست؟ و چگونه می توان این حالت تشدید شده را به میزان متعادل و منطقی درآورد تا به جای اثرات تخریبی، از پیامدهای سودمند آن بهره جوئیم به طوری  كه به صورت انگیزه وعاملی برای پیشرفت كودك باشد و آموخته های اورا، عمل  چقدر  بر باد ندهد؟

توجه به نكات زیر ، پاسخی است به این سئوالات :

1 - در حد توان كودك از او انتظار داشته باشیم

اشتباه اكثر والدین این است كه گمان می كنند فرزند آنها باید از زمره كودكانی باشند كه عملكرد تحصیلی آنها در سطح عالیه قرار دارد. این كمال طلبی سبب می شود والدین درهرمورد انتظاربهترین عملكرد را از كودكان خود داشته باشند. درحالی كه تفاوت های فردی بین انسان ها عملاً واهی بودن این توقعات را به ما نشان می دهد. انسان ها تفاوت های فردی و توانائی ها و استعدادهای متفاوتی دارند و همین خصایص است كه آنها را در علایق، خواسته ها، آرزوها و توانمندی های ذهنی و جسمی از یكدیگر مجزا می كند. غیر معقول است اگر از تمام كودكان انتظار داشته باشیم به گونه ای همسان با یكدیگر كارایی داشته باشند. افراد نه تنها با یكدیگر بلكه در توانائی های خود نیز متفاوت اند. و به زعم روان شناسان ، انسان ها با همدیگر تفاوت های فردی دارند و استعدادهای مختلف آنها هم متفاوت است. به عنوان مثال ممكن است فرزند شما در درس ریاضی كه از جمله دروس فهمیدنی است ضعیف و در دروس حفظی مثل فارسی، تعلیمات اجتماعی و... قدرت فراوانی از خود نشان دهد. بهتر است از كودك به اندازه درك و توان خاص او انتظار داشته باشیم و از اِعمال فشار مفرط بپرهیزیم. توقعات بیش از حد توان و اِعمال فشار برای بهتر بودن سبب می شود آنجا كه بحث ارزشیابی به میان می آید و او مجبور می شود توانائی های خود را نشان دهد، دچار وحشت و اضطراب شدیدی شده، در صورت عدم موفقیت، كارش به یأس و افسردگی بكشد. اِعمال زور و تهدید نه تنها كمكی به بهتر شدن و موفقیت بیشتر نمی كند بلكه با ایجاد اضطراب از شكست و ناكامی، عملكرد كلی و توانائی های بالقوه كودك را نیز از بین می برد!

 

2 - دوست داشتن كودك نباید مشروط به درس خواندن او باشد:

 

نیازهرانسان چه كوچك، چه بزرگ، دوست داشتن دیگران و متقابلاً مورد محبت قرار گرفتن است. عشق و محبت به كودك باید بدون شرط باشد و تحت هیچ شرایطی از او دریغ نشود. محبت لازمه رشد روانی كودك است ونباید تابع آموخته های ذهنی او شود. اگر كودك نمره ای را در درسی كه مورد نظر شماست به دست نیاورد ، نباید احساس كند از علاقه شما نسبت به او كاسته شده است . اگر فرزند شما با نمره كمی به منزل آمد مخرب ترین برخورد آن است كه مثلاً بگویید: دیگر دوستت ندارم این هم شد نمره. من بچه تنبل را دوست ندارم! و...

اگر پیامد نمره پایین برای كودك، احساس بی مهری باشد ، از نظرعاطفی دچار ناكامی و حقارت شده و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. آیا بهتر نیست شخصیت كودك را وارد ماجرا نكرده و با عباراتی مثل تنبل و كودن و... وجودش را زیر توهین و تحقیر لگد كوب نكنیم؟

3 - سعی كنیم به جای اعمال فشار بر كودك ، به او در دروسی كه ضعف نشان می دهد كمك كنیم:

مسلماً همراه شدن با كودك و كمك به او در درس ها، این امكان را فراهم می آورد تا كودك نیز با دلگرمی بیشتری بر تنگناهای تحصیلی خود فایق آید و رابطه بهتر و دوستانه تری را با والدین خوداحساس كند. اگر با كودك همراه شویم ، در او انگیزه درس خواندن را ایجاد كرده و به مشكلات ظاهراً غیر قابل مهم او پاسخ داده ایم به این ترتیب او می فهمد آنچه كه در نظرش سخت جلوه می كرده، با مساعدت و یاری اولیاء حل شدنی و قابل درك است. پس نه تنها در تحصیل، درامورغیر از آن نیز می توان به یاری این صمیمی ترین دوستان، امیدوار بود. اما در این بین بد نیست به دو نكته كه بسیار مهم هستند اشاره كنیم . اول این كه باید با روش های تدریس امروزی آشنا باشیم. زیرا شیوه های تدریس، روز به روز درحال پیشرفت و بهبود هستند تا آنجا كه روش های آموزشی و ارزشیابی، از زمان تحصیل ما والدین تا به امروز به كلی دگرگون شده است. پس ابتدا باید به روش تدریس كنونی مسلط شد ، در غیر اینصورت تفاوت در روش تدریس در داخل و خارج از منزل، سبب بروز گیجی و اخلال در نظام فكری كودك می شود . دوم این كه اگر بتوانیم آموزش ها را به صورت بازی ارائه دهیم، بهره فراوان تری به دست می آوریم.

4 - مسائل حسی و هوشی كودك را در نظر داشته باشیم:

گاهی دلیل افت تحصیلی كودك نقصانی است كه در اعضای حسی او وجود دارد مانند اختلال در شنوایی . دانش آموزی كه صحبت های معلم را آن طور كه باید نمی شنود ، چطور بیاموزد و جوابگو باشد؟ یا اگر اختلالی در بینایی كودك ایجاد شد( مثلاً نیاز به عینك و عدم توجه والدین به این كمبود حسی) و كودك نتوانست تخته سیاه را ببیند، چطورانتظار داشته باشیم درس را بیاموزد و توقعات والدین و معلمین را برآورده سازد؟ پس توجه به مشكلات حسی كودكان برای آموختن درس و جلوگیری از ناراحتی های روحی آنان، به خصوص در اضطراب امتحان ضروری است.

5 - میزان آمادگی و تسلط كودك بر مواد امتحانی:

 هر چه كودك در درسی كه باید در آن ، مورد ارزشیابی قرار گیرد تسلط بیشتری داشته باشد ، با اضطراب كمتری مواجه می شود. یكی از عوامل مؤثر در میزان یادگیری كودك، استفاده ی مناسب ، صحیح و اصولی از وسایل كمك آموزشی است . هدف این گونه وسایل آن است كه با استفاده از بازی و به صورت تفریحی، مفاهیم بنیادی را در ذهن كودكان آن چنان حك كند كه هیچ گاه فراموش نشده و برای آموزش های بعدی و مطالب مهم تر در آنها انگیزه و علاقه ایجاد كند.

6 - مشكلات عاطفی كودكان:

گاه اضطراب مفرط كودكان كه به امتحان و زمان ارزشیابی تحصیلی نیز تعمیم پیدا می كند ، ناشی از محیط نامساعد خانوادگی، دعواها و مشاجرات پیاپی بین اعضای خانواده و فامیل است. احساس عدم امنیت حاصل از مشاجرات والدین ( كه حتی گاه ، پدر و مادر طلاق را نیز مطرح می كنند) عامل مهمی برای اضطراب و عدم تمركز حواس در كودكان به حساب می آید. كودك هنگام حضور در محیط آموزشی مدام نگران است كه آیا هنگام مراجعت به منزل ، مادر خود را خواهد دید یا خیر. با چنین مشغولیات ذهنی، امكان فراگیری مطالب به حداقل كاهش می یابد. حال موردی را در نظر بگیریم كه در اثر همین منازعات و مشاجرات، مواد درسی درگذشته نیزآن طور كه باید آموخته نشده اند و كودك تسلط و آشنایی كافی را در ذهن و عمل خود احساس نمی كند. در این صورت فكر می كنید اضطراب كودك چند برابر شود؟

به جز منازعات و مشاجرات ، گرفتاری های خانوادگی( مثل چك برگشت خورده پدر) نیز سبب بروز شرایط ناامن و اضطراب آوری می شود كه بیش از هر كس دیگر برای كودك و احساس امنیت او خطرناك و مضّر است.

7 - مقایسه كودكان با همدیگر:

اگر توانمندی های كودك را نادیده گرفته و كارهای بچه های دیگر را به او گوشزد كنیم، نه تنها هیچ كمكی به بهبود عملكرد او نكرده ایم. بلكه احساس حقارت، خود كم بینی و تنفر و رقابت غیرمنطقی را درفرزندمان نسبت به كودك مورد نظر پدید آورده ایم. این مقایسه ها عاملی است تا كودك احساس كند توانائی های او برای والدین اهمیتی ندارد و اگر بخواهد مورد مهر و محبت و تشویق و حمایت آنها واقع شود باید دیگر توانائی های خود را كنار گذاشته و فقط درتحصیل سرآمد باشد و نمرات عالی دریافت كند. ترس از عدم موفقیت در والدین و تحقیر آنها و از همه بدتر مقایسه او با دیگران و مورد بی مهری قرار گرفتن ، عاملی است تا كودك به شدت از امتحان واهمه داشته باشد. وحتی اگر كاملاً بر مواد امتحانی مسلط باشد نتواند در اثر اضطراب ، آموخته های خود را بروز دهد.

چند توصیه:

-  حتی الامكان سعی كنیم با كودك رابطه ای دوستانه برقرار كنیم و دوست داشتن و محبت به او را با درس خواندن و موفقیت تحصیلی او مرتبط نكنیم.

- تفاوت های فردی و حتی بین فردی را در فرزندمان مد نظر قرار دهیم و به شدت از مقایسه توانائی ها و میزان عملكرد او با دیگران بپرهیزیم.

- هنگام امتحانات، محیطی امن و آرام و به دور از كشاكش ها و منازعات خانوادگی، برای فرزندان فراهم كنیم تا كودك نیز با آرامش خیال به فراگیری دروس خود بپردازد.

- از تمام امكانات خود برای ایجاد انگیزه در فرزندانمان استفاده كنیم. زیرا انگیزه عاملی است كه میزان كارایی افراد را برای انجام هر كاری به چند برابر افزایش می دهد و به یاد داشته باشید كه ترس، اضطراب و افسردگی برانگیزه برای پیشرفت تحصیلی تأثیر منفی دارند.

- عوامل بیرونی ( شرایط زیستی ) و عوامل درونی ( انگیزه ها و علایق) كودك را در نظر بگیریم و هیچ گاه به زور و اِعمال فشار متوسل نشویم.

- قبل از رسیدن زمان امتحانات، به كودك كمك كنیم تا تمام درس ها را مرور كرده و به درستی درك كرده باشد. زیرا یادگیری تمام كتاب در طول یك شب یا چند روزغیرممكن بوده و به جز گیجی و سرگردانی ، سود دیگری نخواهد داشت.

- آموزگاران به این نكته آگاهی داشته باشند  كه رفتار صحیح واصولی آنها می تواند تا حد زیادی از بروزاضطراب امتحان در دانش آموزان بكاهد. تفهیم درست دروس به كودكان و دادن سؤالات بجا و مناسب هنگام ارزشیابی ، از عوامل مهم كاهش این نوع اضطراب به شمار می آیند. به عنوان مثال یكی از اصول اولیه سنجش در آموزش ( به طوركلی و نه فقط برای كودكان) آن است كه سئوالات اولیه از سطح دشواری پائینی برخوردار باشند و به تدریج به میزان سختی سؤالات افزوده شود. اگر آزمایش شونده یا دانش آموزی كه به هر حال هنگام آزمون مضطرب است و دست كم احساس دلهره می كند وارد جلسه امتحانی شده و با دیدن اولین سئوال ( اگر خیلی مشكل باشد) با موقعیتی دشوار حاكی از احساس ناتوانی روبرو شود ، خواه ناخواه تمام دانسته ها و آموخته های خود را به فراموشی خواهد سپرد و درپاسخگویی به باقی سئوالات حتی آنها كه  جزو سئوالات آسان به حساب می آیند، احساس ناتوانی كرده و به اصطلاح آنچه را هم می دانسته از یاد می برد. اما اگر سئوالات اول ، آسان باشد و دانش آموز به راحتی پاسخ دهد ، با اعتماد به نفس و آمادگی بیشتر به باقی پرسش ها جواب خواهد داد.

- اگرما توانایی لازم برای كمك درسی به فرزندانمان را درخود احساس نمی كنیم و تصور می كنیم. كه دانش ، لازمه را برای كمك به مشكلات تحصیلی ( حتی روانی و رفتاری) كودكانمان نداریم، از كمك افراد متخصص بهره مند شویم.

- هدف از آموزش، درس خواندن و امتحان، تربیت كودكان موفق و آماده سازی آنها برای ساختن فردایی روشن وسالم است. با اِعمال فشار بیش از حد، و انتظارات و توقعات فراتر از سطح توانایی كودك، امكان موفقیت را از فرزندانمان نگیریم

 

 
سه شنبه 1389/11/12 :: 3:8 ::  نویسنده : حدیثه اربابی

 

راهکارهای موفقیت کودکان در تحصیل

1ـ محیطی مناسب برای درس و انجام تکلیف او ایجاد کنید. محیط مناسب، محیطی آرام است که سروصدای تلویزیون، رادیو، تلفن، گفتگوی افراد، مزاحمت خواهر و برادر و غیره در آن نباشد و بطور کلی، چیزی باعث حواس پرتی کودک نشود. کودک باید عادت کند که مطالعه و تکالیف درسی اش را در محلی خلوت که دارای نور کافی است، انجام دهد. این امر به او کمک می کند هنگام مطالعه و نوشتن تکالیف درسی، از تمرکز کافی برخوردار باشد.

2ـ تکالیف درسی و مطالعه باید به موقع انجام شود. والدین باید یک زمان ویژه را در نظر بگیرند که کودک فعالیت های درسی خود را در آن زمان خاص انجام دهد. کودک باید یاد بگیرد تمام فعالیت های دیگر خود از قبیل بازی، تماشای تلویزیون و غیره را در آن زمان تعطیل کند. لازم است یک برنامه مکتوب برای این کار تهیه شود و زمان آن نیز مشخص گردد، تا وقتی زمان آن فرا می رسد، هم والدین و هم کودکان موقعیت را درک کنند، به طوری که کودک به انجام وظیفه اش تشویق شود. اگر در تعیین زمان تکلیف، از خود کودک نظرخواهی شود، بهتر است. توجه داشته باشید که زمان انجام تکلیف کاملاً باید به درس و مطالعه اختصاص داده شود، یعنی اگر مثلاً نوشتن با سرعت انجام شد، باید از باقی وقت برای مطالعه استفاده شود.

پس باید دقت کنید، هنگامی که زمان تکلیف فرا می رسد، کودک را متوجه کارش کنید و همه برنامه های جنبی او را تعطیل کنید. حتی اگر در آن زمان در منزل نیستید، توسط تلفن یا کمک گرفتن از همسایگان و آشنایان، بر این کار نظارت کنید. این قاطعیت و دقت، تأثیر روانی زیادی بر کودک و تشویق او به درس می کند.

بنابراین در راهکار دوم باید این کارها انجام شود:

ـ زمان بندی ساعت مطالعه به وسیله تهیه برنامه مکتوب؛

ـ تعطیل کردن برنامه های مزاحم؛

ـ اختصاص تمام وقت تعیین شده به مطالعه و عدم مبادرت به فعالیت های دیگر؛

ـ نظارت والدین بر کار کودک در ساعت مطالعه.

3ـ بچه ها باید تکالیف درسی را خودشان انجام دهند. گاهی بچه ها از سختی تکالیف شکایت دارند و توقع دارند والدین به جای آن ها قسمتی از تکالیف را انجام دهند. در این گونه موارد، باید بررسی کنید که آیا واقعاً این طور است یا به خاطر نداشتن اعتماد به نفس کافی از آن سر باز می زنند؟ در صورت اول، باید مهارت کافی را به او آموزش دهید، ولی در صورت دوم، احتیاج به تشویق و دلگرمی دارد تا آمادگی لازم را برای انجام تکالیفش به دست آورد. توجه داشته باشید، هرگز نباید تکالیف درسی او را به عهده بگیرید؛ زیرا اعتماد به نفس را در او تضعیف کرده و او را به این وضعیت عادت می دهید. حتی در صورتی که احساس کردید احتیاج به کمک دارد، ابتدا از او بخواهید راه حل پیشنهادی اش را ارائه کند، بعد درصدد تصحیح آن برآیید.

4ـ گاهی لازم است از کودکتان بخواهید هنگام انجام تکالیف درسی (اعم از مطالعه، نوشتن، نقاشی، کاردستی و غیره) ابتدا از تکلیفی که بیشتر مورد علاقه اش است، شروع کند، تا آمادگی بیشتری برای اتمام آن داشته باشد؛ زیرا برای شروع در انجام تکلیف درسی و دست کشیدن از بازی و سایر کارهای مورد علاقه کودک، نیاز به انگیزه قوی است که به وسیله آغاز کردن از تکالیف مورد علاقه، می توان انگیزه لازم را در او ایجاد کرد و لذت موجود در فعالیت های قبل از درس او را تا حدودی جبران نمود.

5ـ از انگیزه های خارجی برای تشویق کردن کودک به درس و مطالعه غفلت نکنید. معمولاً کودکان در سنی نیستند که اهمیت ذاتی درس و مطالعه را درک کنند، به همین جهت استفاده از تشویق برای ایجاد انگیزه در آن ها، بسیاری از مواقع لازم می شود. در اینجا، لازم است به طور مختصر، شرایط تشویق کردن کودک به درس را یادآور شویم؛ زیرا بدون در نظر گرفتن این شرایط، نتیجه تشویق معکوس خواهد شد:

ـ تشویق کودک نباید مستلزم صرف وقت و هزینه زیاد باشد، وگرنه به جای اینکه وسیله باشد، هدف می شود.

ـ تشویق باید برای کودک جذاب باشد تا بتواند انگیزه کودک را بالا ببرد. به طور مثال، تماشای تلویزیون و فیلم، شرکت در فعالیت های خانوادگی، گذراندن وقت با دوستان، رفتن به رستوران همراه با خانواده، شرکت در جشن تولد دوستان و مانند آن، می تواند از بهترین تشویق ها برای کودک باشد.

ـ تشویق باید به طور مستمر باشد، زیرا معمولاً با یکی دو بار ارائه مشوق، نتیجه ای حاصل نمی شود.

باید والدین این آمادگی را داشته باشند که با توجه به رفتارهای فرزندشان، آن ها را به طور مستمر و برای چندین روز تشویق کنند. البته برای مستمر شدن تشویق، می توان از تحسین هم استفاده کرد. به هر حال، برای این که بتوان انگیزه کودک را در درس و مطالعه افزایش داد، لازم است در تشویق او استمرار نشان دهیم و منتظر نتیجه فوری نباشیم.

ـ پس از این که تشویق ها تأثیر گذاشت، لازم است آن ها را مرحله به مرحله کاهش دهیم و اجازه ندهیم بچه ها نسبت به تشویق شرطی شوند، یعنی طوری شود که اگر تشویق قطع شد، فعالیت آن ها هم قطع شود. شما می توانید با کاهش دادن تدریجی تشویق، روحیه مسؤولیت پذیری را در آن ها به وجود آورید.

ـ تشویق ها باید در اختیار والدین و مربی باشد. گاهی بچه ها نسبت به یک محرک تشویقی، شرطی می شوند و می خواهند به وسیله آن، اعمال قدرت کنند. مثلاً می گویند: من درس هایم را مطالعه نمی کنم و تکالیفم را انجام نمی دهم، مگر آن که مرا به رستوران ببرید. در این مواقع، باید فوراًبه آن ها بفهمانید که آن ها اجازه تهدید شما را ندارند. حتی اگر لازم باشد، محدودیت های جدی برای آن ها در نظر بگیرید تا وضعیت به وجود آمده، تغییر کند.

راهکارهای اصلاحی

کودکان گاهی به دلایلی، در انجام تکالیف درسی شان اهمال می کنند و از انجام آن سرباز می زنند.

مرحله اول: باید مواظب باشید هیچگاه به بچه ها برچسب منفی نزنید. گفتن سخنان زیر و امثال آن به کودک به معنای برچسب زدن است:

ـ تو هیچوقت نمی توانی تکالیفت را درست انجام دهی!

ـ چرا نمی توانی مثل خواهرات یا برادرت یا دوستت یا... باشی!

ـ مشقی که نوشته ای، چرا اینقدر زشت است!

اگر دقت کنید، می بینید در هر یک از جملات فوق، نوعی بر چسب زدن و نسبت دادن صفتی منفی است که با نسبت دادن آن به کودک، باور می کند که واقعاً دارای عیب و نقصی است و نمی تواند آن را برطرف کند. در نتیجه اعتماد به نفس و انگیزه وی برای جبران ضعف درسی اش از بین می رود.

بهترین کار در این مواقع، همانطور که در بخش اول هم گفتیم، پشتیبانی مستمر و تشویق دائمی کودک به درس است. باید کوچکترین پیشرفت کودک ضعیف را تشویق کنید، نه این که تحسین و تشویق خود را فقط برای نمره بیست ذخیره کنید. سعی کنید هر شب تکالیف او را ببینید و موارد مثبت را دقیقاً شناسایی و سپس تشویق کنید و موارد منفی را با تذکری کوتاه یادآور شوید. مثلاً در موارد مثبت، بگویید: «من از این که تکالیفت را بدون جر و بحث یا بدون خط خوردگی، و... انجام داده ای، جداً از تو ممنونم». این دقت و ریزبینی شما به کودک می فهماند که چقدر مورد توجه شماست. بهتر است برای این که تحسین بر کودک اثر قوی تر داشته باشد، مادر موفقیت کودک در انجام تکلیف و درس را به پدر بگوید و او هم جدا گانه فرزندش را تشویق و تحسین کند.

مرحله دوم: اگر تشویق و تحسین شما تأثیری نگذاشت و باز هم فرزندتان کم کاری کرد، باید رفتارهای قاطعانه داشته باشید. یعنی بدون این که کمترین ضعفی از خود نشان دهید، از خواسته خود ذره ای چشم پوشی نکنید و بلکه درصدد وادار کردن کودک به درس شوید.

رفتارهایی از قبیل: التماس کردن به کودک، سؤال های بی هدف پرسیدن، مبهم سخن گفتن، تحقیر کردن، خصمانه صحبت کردن و مانند آن، از جمله رفتارهای نادرستی است که روی بچه ها تأثیر منفی می گذارد و از قاطعیت شما در برابر کودک می کاهد. اغلب والدین هنگام برخورد با مشکلات تحصیلی کودکان، با آن ها مشاجره و بگومگوی زیادی می کنند، در حالی که این کار اوضاع را بدتر می کند. گاهی بچه ها در پاسخ به اعتراض والدین، بهانه تراشی می کنند و مسائل دیگری را مطرح می نمایند تا بحث را منحرف کنند و همانطور که گفتیم، آن را به مشاجره بی فایده و اعصاب خورد کن تبدیل کنند. به طور مثال، اعتراض والدین را ناعادلانه می دانند، بهانه تماشای تلویزیون می آورند و موارد دیگری از این قبیل.

در این موارد والدین باید آرام و قاطع، فقط یک جمله را تکرار کنند: «من از تو می خواهم تکلیف درسی ات را انجام دهی». اگر والدین این جمله را قاطعانه و با آرامش بیان کنند و به بحث های دیگری که او پیش کشیده، اصلاً توجهی نکنند، نه تنها وارد مشاجره های بی فایده و عصبی کننده نشده اند، بلکه خواسته شان را روشن و قاطع به او منتقل کرده اند. باید این گونه واکنش آن قدر ادامه داده شود تا کودک تسلیم شده، دست از بهانه تراشی بردارد.

مرحله سوم: اگر راهکار فوق (مرحله دوم) نیز در بچه تأثیر نگذاشت، باید روش دیگری را انتخاب کنید. در این مرحله باید بر شدت قاطعیت خود بیفزایید. برای این کار، باید بسیار آرام و قاطع به کودک بگویید: «تو مخیّری یکی از دو راه را انتخاب کنی، یا تکالیف درسی ات را در زمان آن تمام می کنی، یا باید از تمام امتیازاتت مثل بازی، تماشای تلویزیون، بیرون رفتن از منزل، تلفن به دوستان، پاسخ دادن به تلفن دوستان و... چشم پوشی کنی». این گونه تهدید کردن، تأثیر زیادی در تغییر رویه کودک دارد.

توجه داشته باشید، تهدیدهای بی معنا و مبهم مثل این که: «اگر تکلیفت را انجام ندهی، می دانم با تو چکار کنم»، یا «تو را سرجایت می نشانم»، تأثیری ندارد. همچنین این نکته را در نظر بگیرید که اگر کودک با داد و فریاد یا گریه کردن یا بی تفاوتی، قصد تهدید شما را داشت، به هیچ وجه تسلیم نشوید، بلکه آرام و محکم، خواسته تان را پیگیری کنید. مطمئناً او پس از مدتی تسلیم می شود و روش خود را تغییر می دهد.

شما با استفاده از این روش، هم او را مستقیماً مجبور به انجام تکلیف نکرده اید و هم با مخیر کردن او بین این دو کار، در نهایت، تصمیم به انجام تکلیف را بر عهده خود او گذاشته اید و به این طریق هم حس مسؤولیت پذیری او را تقویت کرده اید و هم اعتماد به نفس او را افزایش داده اید و هم با کمترین دردسر، مشکل به وجود آمده را برطرف نموده اید.

 

اضطراب، نشانه جدایی عاطفی فرزند از والدین/ترس در کودکان و راه های مقابله با آن . برای برخی از والدین ترس کودک مفهومی نداشته و به آن توجه نمی کنند. اما در حقیقت کودکان از چیزهای خیالی یا واقعی مثل هیولا، دیو، غول، کمین کردن موجودی ناشناخته در تاریکی، انباری، دستشویی و توالت تاریک و... می ترسند. این ترس هرچند در بسیاری موارد تنها ناشی از یک رویاپردازی کودکانه است اما حقیقتی است که وجود داشته و نباید به آن بی اعتنا بود. از حدود دو سالگی، کودکان «ترس» را می شناسند. اولین علامت این آگاهی عکس العمل آنها به صداهای بلند و ناگهانی، صدای سگ، تاریکی و گریه کردن در صورت بیدار شدن از خواب در تاریکی است. این ترس ها کم وبیش تا حدود شش سالگی همراه کودک است که به تدریج باید تا شش سالگی خودبه خود از بین برود. در صورتی که در این فاصله سنی (دو تا شش سالگی) کودک مرگ عزیزان، گم شدن، آسیب به خود یا نزدیکان در اثر حادثه و هر نوع ترس و وحشت واقعی را تجربه کند و مساله برای او حل نشود، تا پایان دوره نوجوانی و گاه حتی تا بزرگسالی، ترس و خاطرات تلخ مرتبط با آن را در ذهن خود دارد. این کودکان همواره حادثه یی را با تصویری کاملاً واضح از واقعه تعریف می کنند. از این رو اگر ترس کودکان از سوی والدین بی اهمیت انگاشته شود، اثرات بسیار مخربی بر روحیه و رفتار آنها خواهد گذاشت. در ادامه شما را با انواع ترس در کودکان آشنا کرده و راهکارهای مقابله با آنها را نیز به شما آموزش می دهیم.

 

 ● ترس از جدایی . ترس کودکان از جدا شدن از والدین، نشانه تکامل قدرت شناخت آنها است چرا که نشان می دهد کودک مفهوم «دوری و جدا شدن» را فهمیده و به آن واکنش نشان می دهد. تا پیش از دوسالگی، جدایی والدین از کودک به سرعت از یاد او رفته و به محض خروج والدین از منزل، کودک آنها را فراموش می کند. اما از دوسالگی دور شدن از والدین برای کودک معنایی تازه می یابد. لباس پوشیدن والدین به قصد خروج از منزل، خداحافظی کردن والدین از آنها و به طور کلی هر شاخصی که نشان دهنده جدایی والدین از کودک باشد، او را مضطرب کرده و کودک اضطرابش را با گریه بیان می کند. این ترس معمولاً تا زمان ورود به مدرسه همراه کودک است. اما باید تا قبل از سن ورود به مدرسه مساله حل شود. ورود کودک به مدرسه با این ترس او را از درس و مدرسه بیزار می کند. ● ترس از حمامبسیاری از کودکان از حمام به ویژه از دوش و سوراخ وان حمام می ترسند.

این ترس جدا از ترس آنها از حمام کردن است. یکی از راه های رفع ترس از حمام، تبدیل کردن محیط حمام به مکانی دوست داشتنی و شاد است. برای این منظور وان حمام را پر از آب کرده و اسباب بازی های پلاستیکی برای کودک تهیه کرده و درون وان بگذارید. پیش از حمام کردن با کودک بازی کنید. این مساله باعث می شود اولاً ذهن کودک از مساله حمام کردن به سوی بازی منحرف شود و شما حین بازی او را بشویید و دوماً سوراخ وان مشخص نبوده و کودک در طول حمام کردن آن را نبیند. این شیوه از بین بردن ترس کودک از حمام و حمام کردن تا پیش از پنج سالگی است. پس از آن باید با حرف زدن با کودک و توضیح دادن درباره حمام کردن، دوش، سوراخ وان حمام و... ترس را به صورت اصولی برطرف کرد. ● ترس از سگ . هراس از سگ یکی از رایج ترین ترس ها بین کودکان است. این هراس ناشی از صدای سگ، حرکت سریع او، غیرقابل پیش بینی بودن رفتار سگ، باز بودن دهان و نمایان بودن دندان های او است. برای حل مشکل کودک ابتدا عکس هایی از سگ ها را در حالت های مختلف- عموماً دلچسب و زیبا- به کودک نشان بدهید.

سپس برای او سگ عروسکی بخرید و در نهایت او را به دیدن سگ واقعی برده و با احتیاط اجازه بدهید به سگ دست بزند. در هر مرحله احساس کردید فرزندتان هنوز از سگ می ترسد، عقبگرد کرده و تمرین ها را تکرار کنید. اجباری نیست کودک به سرعت ترس از سگ را کنار بگذارد. اگرچه باید هراس کودک از سگ از بین برود ولی به او بیاموزید که نباید به سگ نزدیک شده و به آن دست بزند. در واقع احتیاط در مقابل سگ را نیز به او یاد بدهید. ● ترس از صدای بلنداگرچه کودک دوست دارد با ضربه زدن به اشیا و با بازی با اسباب بازی هایی مثل طبل و... صدا ایجاد کند، اما از صداهای بلند و ناگهانی یا صدای وسایل برقی چون سشوار، جاروبرقی، آبمیوه گیری و... می ترسد. این ترس معمولاً ویژه کودکان زیر دو سال است اما در مواردی ترس از این صداها پس از دوسالگی نیز دیده می شود. برای رفع مشکل کودکان زیر دو سال سعی کنید زمانی که آنها در منزل نیستند یا خوابیده اند (مواظب باشید هنگام کار با این وسایل پرصدا از خواب بیدار نشوند) از این وسایل استفاده کنید. پس از دوسالگی کم کم هنگام کار با این وسایل آنها را با خود همراه کنید تا به تدریج ترس آنها از بین برود. یک نکته را فراموش نکنیم که شیوه روشن و خاموش کردن دستگاه ها را به آنها یاد ندهیم و به آنها احتیاط کردن را نیز بیاموزیم. ● ترس از تاریکی اغلب والدین از قبول اینکه فرزندشان از تاریکی می ترسد، هراس دارند و فکر می کنند با قبول این مساله اختلال روانی فرزندشان را تایید کرده اند اما ترس از تاریکی اختلال روانی نبوده و ناشی از ناآگاهی کودکانه است. ترس از تاریکی معمولاً پس از دوسالگی کاملاً مشخص می شود. این کودکان ترس خود را با بیان اینکه موجودی مثل هیولا در تاریکی وجود دارد، نشان می دهند.

پس از سه سالگی ترس از تاریکی با ترس از بچه دزدی و دزدی همراه می شود. در صورتی که مساله تا قبل از چهارسالگی حل نشود، ممکن است تا پایان دوره دبستان ترس از تاریکی همراه با ترس از بچه دزدی و دزدی همراه کودک بوده و او را دچار اختلال رفتاری کند. ترس از تاریکی به طور شاخص با امتناع از خوابیدن در اتاق خواب شخصی یا هر اتاق دیگری در تاریکی مشخص می شود و با بروز این علامت باید سریعاً درصدد رفع مشکل برآمد. روشن گذاشتن چراغ خواب در اتاق کودک و صحبت کردن با او درباره تاریکی، علت بروز تاریکی و... نخستین راه حل برای رفع مشکل است. در صورت برطرف نشدن موضوع به روان شناس کودک مراجعه کنید.● هراس ویژه دوران مدرسه پیش از شروع مدرسه در صورت آموزش صحیح، بسیاری از ترس هایی که از آنها نام بردیم به راحتی برطرف می شوند. اما ترس های تازه یی جانشین آن می شود که البته در همه کودکان رایج نیست. ترس از همکلاسی های قوی هیکل و آسیب رسان (اصطلاحاً قلدر)، ترس از پذیرفته نشدن در جمع دوستان و همسالان، تنها ماندن در منزل پس از بازگشت به منزل (اغلب در کودکانی که والدین شان کارمند هستند)، هراس از یادگیری مطلب درسی و... شاخص ترین هراس های دوران مدرسه است. با بزرگ تر شدن کودکان و رسیدن به سنین پایان دبستان آنها از شنیدن اخبار مربوط به جنگ، گروگانگیری، گروگان گرفتن کودکان، قتل، سرقت، حادثه های منجر به مرگ والد یا والدین و... می ترسند، چرا که از این سن آهسته آهسته محیط اطراف و خطرات موجود در آن را می شناسند و به آن حساسیت نشان می دهند. اما نکته مهم درباره کودکان دبستانی آن است که آنها ترس های خود را با والدین شان در میان نمی گذارند، اما با مطرح کردن پرسش هایی چون «آیا جایی برای پنهان شدن در خانه هست تا کسی آنجا پنهان شده و به ما آسیب برساند؟ خانه ما امن است؟ شما دقیقاً چه زمانی به منزل برمی گردید؟ قفل درها مناسب است؟ چرا کودکان را می دزدند؟ قتل یعنی چه و...» ترس خود را ناخودآگاه آشکار می کنند. نخستین گام جهت رفع مشکل، شناسایی «علت ترس» است.● تفاوت کابوس و هراس شبانه   از هر چهار کودک، یک کودک بین سه تا هشت سال به مشکل کابوس های شبانه یا «هراس شبانه» دچار است.

هراس شبانه معمولاً یک ساعت پس از خوابیدن کودک اتفاق می افتد. کودک با ترس و وحشت از خواب بیدار شده و با وحشت فریاد می کشد اما گریه نمی کند. مدت این حالت بین پنج تا نیم ساعت متغیر است. اگر از آنها درباره علت هراس شان سوال کنید (در کودکان بالای سه سال) پاسخی ندارند و فقط به شما خیره می شوند.یکی از نکات حائز اهمیت درباره این کودکان آن است که صبح فردا هیچ خاطره یی از وقایع شب قبل به یاد نمی آورند و این نشان دهنده آن است که به مشکل روانی یا احساسی دچار نیستند و فقط ترسی لحظه یی و گذرا باعث بیدار شدن آنها از خواب می شود. این حالت با چند جلسه مشاوره به راحتی از بین می رود.کابوس معمولاً در ساعت های نزدیک صبح سراغ کودکان آمده و آنها را آشفته می کند. کودکان با دیدن کابوس از خواب پریده و آشفته به دنبال والدین خود می گردند - گاه با فریاد زدن و گاه با خوابگردی - تا خواب خود را برای آنها تعریف کنند. هراس و نگرانی آنها به سرعت از بین نمی رود، بنابراین به سرعت نیز نمی توانند بخوابند. کابوس های آنها معمولاً حول یک موضوع بوده و ناشی از مشکلات و نگرانی های کودک در طول روز است. وقایع شب قبل را به خوبی به یاد می آورند. بهترین شیوه درمان مراجعه به روان شناس و حل مشکل کودک است. کابوس برخلاف هراس شبانه ناشی از مشکلات روحی - روانی یا عاطفی است و باید به سرعت به آن رسیدگی کرد.

● نقش والدین  هراس کودک بسته به میزان اضطراب وی در برخورد با مساله، پس زمینه ذهنی و میزان درگیری ذهنی کودک با مساله، با شدت و ضعف متغیر بروز می کند. برای برطرف کردن هراس کودک این چند نکته را به یاد بسپاریم. ▪ از پند و نصیحت بپرهیزیم، مشکل کودک با پند و نصیحت، ایراد گرفتن از او، بی اهمیت جلوه دادن مساله به بهانه برطرف شدن تدریجی موضوع و.. رفع نمی شود. انتقاد تند همراه با مقایسه کودک با همسالانش نیز روش مناسبی نیست. ▪ باور کنیم فرزندمان از چیزی می ترسد و این ترس روح و جسم او را می آزارد، با باور این نکته می توانیم به راحتی مشکل را ریشه یابی و حل کنیم. ▪ به کودک مبارزه کردن با ترس را بیاموزیم، اینکه چطور با شناسایی علت ترس خود و کمک خواستن از ما مشکل را برطرف کند. ▪ کودک را بدون برنامه ریزی و به طور ناگهانی در شرایط خطرناک یا ترسناکی که از آن هراس دارد، قرار ندهید. بعضی بر این باورند که با قرار گرفتن ناگهانی کودک در شرایطی که از آن هراس دارد، مساله برطرف می شود. این تفکر کاملاً غلط است. با این روش تنها باعث شوکه شدن او و احتمالاً بروز مشکلاتی دیگر در او می شویم. ▪ ترس های خوب را به او بیاموزیم، به عبارتی در حالی که نترس بودن را به او آموزش می دهیم، محتاط بودن را نیز به او بیاموزیم تا همیشه بتواند با دقت و تیزبینی خطرات را شناسایی و از آنها دوری کند.

▪ مشورت با روان شناس و مطالعه کتاب های مرتبط با روان شناسی کودک به ویژه هراس کودکان را فراموش نکنیم.

 
 

همه چیز از فکرتان شروع می شود. این سیستم اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان را شکل می دهد. اگر زندگی متوسط الحالی را می گذرانید به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید. و تصمیمی که گرفتید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد.

درنتیجه، اگر می خواهید به موفقیت دست پیدا کنید، باید اول از فکرتان شروع کنید. طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قرار دهید و مطمئن باشید که شما هم مثل آنها نتیجه عالی به دست خواهید آورد.

طرزفکر 1: همه انسانهای موفق مسئولیت پذیر هستند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، افراد موفق مسئولیت آنرا به گردن می گیرند. هیچوقت اقتصاد یا کس دیگری را در کسادی کارشان مقصر نمی کنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئولیت آن را پذیرفته و به فکر بهبود وضعیت می افتند. افراد موفق می دانند که اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهید داد.

طرزفکر 2: همه انسانهای موفق به کار خود متعهدند. موفقیت اتوماتیک وار به دست نمی آید؛ از آسمان به زمین نمی افتد. باید برای به دست آوردن چیزهایی که در زندگی می خواهید، 100% به کارتان تعهد داشته باشید. خیلی ها فقط رویای موفق شدن را در سر می پرورانند، امیدوارند که موفق شوند، آروزیشان موفقیت است اما هیچوقت به کارشان متعهد نمی شوند. لحظه ای که تصمیم می گیرید و 100% به کاری متعهد می شوید، دیگر هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام می دهید.

طرزفکر 3: همه انسانهای موفق جرات تصمیم گیری برای موفقیت در زندگی را دارند. می دانید، موفق شدن جرات و جسارت می خواهد. اگر فرصتی پیش رویتان است، برای استفاده از آن نیاز به جرات و شهامت دارید. این مسئله مخصوصاً در موفقیت های مالی بسیار مهم است. قبل از اینکه کار و بیزنسی را شروع کنید، باید جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشید.

با دنبال کردن این سه طرزفکر افراد موفق، امیدواریم که بتوانید به هرچه در زندگی می خواهید برسید.

موفقیت تصادفی نیست

موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. البته ممکن است که در طول مسیر کمی شانس با شما همراه شود و در یک موقعیت خوب قرارتان دهد اما بادوام نیست. موفقیت از آن کسانی می شود که روی شانسشان سرمایه گذاری می کنند و احتمال شکست خود را پایین می آورند.

اگر به بعضی از موفق ترین افراد دنیا نگاه کنید می فهمید که اکثر آنها از هیچ به آنجا رسیده اند. خیلی از آنها بچه یتیم هایی بوده اند که حتی نمی توانستند سالی یک حمام درست و حسابی بگیرند. اما چطور ممکن است کسی که چنین شانس بدی در زندگی خود داشته است، به چنان موفقیتی دست پیدا کند؟

ساده است، چون موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. خیلی از این افراد با تلاش بی وقفه به موفقیت دست پیدا کرده اند چون انتخاب دیگری نداشته اند. این سخت کوشی برایشان به شکل عادت در آمده و هیچوقت حتی وقتی زندگی مرفهی برای خود تهیه کردند هم دست از تلاش برنداشته اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زیاد آنها را به این پله رسانیده است.

اینها عناصر موفقیتند که در اختیار همه است، حتی اگر خیلی افراد نخواهند که این اصول را بپذیرند. از این گذشته همه ما در انتخابمان آزادیم. می توانیم تصمیم بگیریم که موفق شویم یا شکسته بخوریم، انتخاب با ماست.

موفقیت تصادفی نیست. هیچکس نیست که بدون تلاش و ذکاوت توانسته باشد به موفقیت دست پیدا کند. این خودتان هستید که می توانید تصمیم بگیرید که در زندگیتان موفق باشید یا ناموفق. انتخاب با شماست.

 
حقیقت مد و مدگرایی

مد و مدگرایی یکی از مسائل مهم و روز جامعه است. این موضوع از جنبه های گوناگون اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روانی بررسی و دیدگاه های متفاوتی درباره آن بیان شده است. افرادی، آن را نشانه رشد و تمدن بالا می دانند. در مقابل نیز افرادی به شدت با آن مخالفت می کنند و آن را نوعی خودباختگی و بی هویتی می دانند. در این میان، افرادی می کوشند با جداسازی مدهای خوب و بد و یافتن اشتراک میان این دو گروه، آنها را آشتی دهند، ولی خود به سردرگمی در تعریف «مد خوب» و «مد بد» دچار شده اند.

مدگرایی را به طور مطلق نمی توان رد کرد و از سویی، پذیرش کامل و بی چون و چرای آن نیز عاقلانه نیست، بلکه میانه روی در مدگرایی و مراقبت داشتن بر هماهنگی آن با فرهنگ و مذهب و ملیت خویش، مناسبت ترین راه برخورد با مد و مدگرایی است.

پیام متن:

1. برخی، مدگرایی را نشانه تمدن و گروهی، آن را دلیل بی هویتی فرد می دانند. حال آنکه با میانه روی در این امر و در نظر داشتن فرهنگ و مذهب سرزمین خود، می توان از مدگرایی سود جست و نگرانی خویش را از رواج مدگرایی برطرف ساخت.

مد و روان شناسی

میان روح و جسم آدمی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و این دو، تأثیر متقابلی بر یکدیگر می گذارند و میان آنها کنش و واکنش های مختلفی شکل می گیرد. نمادها و دگرگونی های

مادی و معنوی پیرامون انسان، بر روح و روان او تأثیر مستقیم دارند و هر اثرپذیری روحی، پی آمدهای رفتاری ویژه ای دارد. برای مثال، گاهی انسان از شنیدن نوعی موسیقی و آهنگ به آرامش می رسد و از شنیدن نوعی دیگر از موسیقی، پرخاش گر می شود. همچنین رنگ ها به تنهایی یا در کنار دیگر رنگ ها تأثیر ذهنی ویژه ای بر فرد می گذارند. رنگ های گرم و رنگ های سرد، پیام های روانی متفاوتی را به افراد منتقل می کنند. انواع خط های موجود در طبیعت و چگونگی نمایان شدن آنها در برابر دیدگان بیننده، معانی قراردادی غیرمستقیمی را به روان آدمی القا می کنند.

طراحان مد نیز معمولاً با بهره گیری از این نکته ها می کوشند هدف های مورد نظر را در بیننده اجرا و این افراد نیز با تأثیرپذیری روانی، بنا بر خواسته های آنان رفتار کنند.

پیام متن:

طراحان مد به کمک «روان شناسی مد»، قصد تأثیرگذاری بر مخاطب و تحریک او به انجام دادن کاری معین را دارند. بنابراین کسی که به دنبال مدگرایی است نباید از این نکته غفلت کند.

چیستی مد

در بیشتر موارد، مفهوم واژه «مد» با «شعار»، ارتباطی نزدیک دارد. امروزه در جامعه ما واژه شعار به معنای سخن بی عمل به کار می رود، در حالی که معنی واقعی آن «فهماندن» و «اعلان خلاصه» است. برای مثال گاهی می شنویم: کنگره فلان با شعارِ فلان بر پا شد یا شعار انجمن فلان این است. پس شعار؛ یعنی اعلان خلاصه هدف ها و باورها.

شعار همیشه در قالب لفظ نیست، بلکه گاهی نوعی از طرح، رنگ و لباس ویژه می تواند حامل پیام یک شعار باشد. یک پلیس با لباس مخصوص خود، به بیننده می فهماند که: «من یک پلیس هستم.» نشانی که بر سربرگ نوشته ای قرار می گیرد، وابستگی آن را به یک شرکت، ادراه یا نوعی انجمن خبر می دهد. بنا براین، مد نیز نوعی شعار است و پیامی را آگاهانه به مخاطب منتقل می کند.

پیام متن:

1. مد و مدگرایی، نوعی شعار به شمار می آید.

2. شعار، به معنای فهماندن خلاصه هدف ها و باورها یا آشکار کردن وابستگی به چیزی است.

3. شعار می تواند یک جمله، طرح، رنگ ولباس ویژه ای باشد.

شعار و مخاطبان

افرادی که مخاطبان شعارها قرار می گیرند و با آن ارتباط سمعی یا بصری می یابند، معمولاً بدون تحقیق و بی اختیار، پیام نهفته در شعار را دریافت می کنند و با حرکت ذهنی معین براساس آنها، استدلال های عقلی خود را سامان می دهند. البته این کار، از سوی افراد نکته سنج، کم دقتی به شمار می آید.

در روایت های امامان معصوم علیهم السلام به نکته های ارزنده ای دراین باره اشاره شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید:

لا تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ وَ لاتُجالِسُوهُمْ فَتَصیرُو عِنْدَ النّاسِ کَواحدٍ مِنْهُمْ.

با اهل بدعت هم صحبت نشوید و با ایشان هم نشینی نکنید؛ زیرا نزد مردم، یکی از آنها شمرده می شوید.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرموده است: «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ؛ هر کس خودش را به گروه خاصی شبیه سازد، جزو آنها شمرده می شود».

این سخنان، بازگوکننده یکی از حقیقت های رفتاری انسان ها در جامعه است و با توجه به آنها درمی یابیم. اگر از کسی شعاری دیده یا شنیده شود، بیننده و شنونده، ناخودآگاه، پیام موجود در شعار را دریافت می کند. سپس با قضاوت کردن بر اساس آن، حکمی را برای خود، صادر و با آن ارتباط برقرار خواهد کرد. این ارتباط می تواند از نوع هم فکری، تقلید، عضویت، پیروی، علاقه مندی و وابستگی باشد و چه بسا خود شعاردهنده از این ارتباط و قضاوت، بی خبر باشد.

پیام متن:

مد، به طور پنهانی و سریع بر شخص مدگرا تأثیر می کند. بنا براین، انسان باید در استفاده از مد، هوشیار باشد.

مد و تبلیغات

هر مد، درواقع، تابلوی تبلیغاتی یک فرهنگ یا خرده فرهنگ است. پس استفاده کننده از یک مد، باید به مثبت یا منفی بودن فرهنگ آن مد توجه کند و زمام فکر و عمل خود را بدون بررسی دقیق، در اختیار آن مد و صاحبان فرهنگی آن قرار ندهد.

بسیاری از شرکت های تجاری و تولیدی برای اینکه تعدادی از مردم، محصولات نشان دار آنها را مصرف کنند، هزینه های هنگفتی می پردازند. برای نمونه، در ساخت فیلم ها و سریال ها و مسابقات ورزشی، به عنوان حامی مالی برخی اشخاص حقیقی و حقوقی سرمایه گذاری می کنند تا برای چند لحظه، نشان آن شرکت به نمایش درآید.

جریان های فکری، بیشتر از راه مد و تبلیغ باورهای خاستگاه خود، حضور و گسترش می یابند. در کشورهای غربی، حزب ها، جمعیت ها و گروه های فراوانی با باورهای گوناگون دینی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارند که اعتقادهای آنها در بیشتر موارد با هویت اسلامی و ایرانی ما سازگار نیست، به ویژه گروه هایی مثل: شیطان پرستان، هم جنس گرایان و فمینیست ها. این گروه ها برای خود شعارهایی در نوع لباس، نوع دوخت، ترکیب رنگی، طرح خاص، آرایش مو و چهره، دست بندها و گردن آویزها فراهم آورده اند. از این رو، استفاده از نشانه های مد آنان می تواند به معنی وابستگی به آن جمعیت ها، پذیرش آنها، علاقه به آنها، هم فکری و هم سویی با آنها و تبلیغ شان باشد. کار منطقی آن است که پیش از پیروی کردن از این مدها، به شناخت کافی درباره آن گروه، هدف ها و باورهای آنها دست یابیم. در غیر این صورت، حرکتی انفعالی و بی پایه و تقلیدی کورکورانه شکل خواهد گرفت.

پیام متن:

1. جریان های فکری، از راه مد، حضور و گسترش می یابند.

2. استفاده از هرگونه مد، تبلیغ جمعیتی است که این مد از آنجا برخاسته است.

3. پیروی بدون تحقیق از یک مد، نوعی تقلید کورکورانه است.

4. اجرای مد، قرار گرفتن در سیاهی لشکر پیروان اندیشه مد است.

مد و اتهام

انسان ها در زندگی خود گاه با مسائل تخصصی روبه رو می شوند که در این حالت، بنا بر نظر کارشناس آن فن رفتار می کنند. برای مثال، هنگام بیماری، با نظر و دستور پزشک و صلاح دید او عمل می کنند یا در مسائل فقهی، از مرجع خاصی تقلید می کنند. در مقابل، برای مواردی چون نوع لباس، آرایش و مد، عملکرد شخص باید برخاسته از باورها، نیازها و شرایط فرهنگی و بومی او باشد، نه بر اساس تقلید کورکورانه از دیگران. بی توجه بودن به این نکته ها در انتخاب مد، نشان دهنده سستی فرد در حفظ اعتقاد و منش اخلاقی اوست و درواقع، چنین شخصی، خود را در معرض نوعی اتهام قرار داده است. در کلام پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز در این باره سخنانی آمده است، چنان که در حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام می خوانیم:

مَنْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلتُّهْمَةِ فَلایَلُومَنَّ مَنْ أَساءَ بِهِ الظَنُّ.

هر کس خودش را در معرض اتهام قرار دهد، کسی را که به او گمان بد برد، سرزنش نکند.

آن امام همام در جای دیگر فرموده است: «وَ ایّاکَ وَ مَواطِنَ التُّهْمَةِ؛ از جایگاه های تهمت دوری کن».

پس با توجه به این حقیقت عرفی، نسنجیده استفاده کردن از مدهای نامناسب، به معنی ایجاد بهانه اتهام است. برای مثال، اگر فردی، ناآگاهانه از مدی که نماد «شیطان پرستی» است، استفاده کند، در صورتی که بیننده او بدون پرس وجو، او را یک «شیطان پرست» بپندارد، در اینجا آن که سزاوار سرزنش است، فرد مدگراست، نه بیننده؛ زیرا آن شخص با استفاده از چنین مدی، خود را در معرض تهمت دیگران قرار داده است.

همچنین به کارگیری این نمادها، به معنی بالا بردن تعداد طرفداران و علاقه مندان آن جمعیت خواهد بود. به عبارت دیگر، سیاهی لشکر آن نگرش به شمار می رود و مانور تبلیغاتی گسترده ای را برای آنها فراهم می آورد. یکی از شاخص های رسانه های غربی در تجزیه و تحلیل باورهای ما، استفاده از همین نمادهاست. شاید تعجب کنید اگر در رسانه ای بشنوید: «گرایش جوانان ایرانی به گروه فلان افزایش یافته است و این مطلب را می توان در شیوه پوشش و آرایش آنها می توان دید».

پیام متن:

1. معمولاً انسان ها براساس آنچه می بینند، قضاوت می کنند.

2. با استفاده و اجرای مد، مواد خام قضاوت بینندگان فراهم می شود.

3. انسان حق ندارد مقدمات متهم شدن خودش را فراهم کند.

4. اجرای مد، قرار گرفتن در سیاهی لشکر پیروان اندیشه مد است.

 
صفحات دیگر
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره


دفتر مشاروه و برنمه ریزی دبیرستان نمونه دولتی امام حسین(ع)تربت حیدریه
      مدیر سایت
        حسن بقایی

برنامه نویس و طراح

      امیرحسین احمدنیا
        09157065630
          09373864830

نظرسنجی سایت

    سایت چطوره؟





امكانات

    Google

    در این سایت
    در كل اینترنت


توضیحات

    طراح قالب و برنامه نویس
      امیرحسین احمدنیا
        09157065630
          09373864830
No Image No Image